حاج ملا هادي السبزواري

494

شرح مثنوى

( ( 3816 ) ) خنده ش آمد مال داد آن پير را * پير تنها برد آن توفير را ن 1229 4 - ك 408 25 توفير : از وفور به معنى زيادتى است . ( ( 3817 ) ) غير آن پير ايچ خواهنده ازو * نيم حبّه زر نديد و نه تسو ن 1229 5 - ك 408 25 ايچ : هيچ . ( ( 3820 ) ) روز ديگر با رگو پيچيد پا * پاكش اندر صفّ قوم مبتلا ن 1229 8 - ك 408 27 پاكش : پا كشنده . و در نسخه « ناكس » به نون ، سر به زير افكنده . ( ( 3822 ) ) ديدش و بشناختش چيزى نداد * روز ديگر رو بپوشيد از لباد ن 1229 10 - ك 408 28 لباد : نمد . ( ( 3826 ) ) هم شناسيدش ندادش صدقه اى * در دلش آمد ز حرمان حرقه اى ن 1229 14 - ك 408 30 حرقه : سوزش . ( ( 3848 ) ) لوطيى دب برد شب در انبهى * خشتها را نقل كرد آن مشتهى ن 1230 18 - ك 408 42 دب : به ضم اوّل ، خرس . ( ( 3851 ) ) كودك بيمارم و از ضعف خود * كردم اينجا احتياط و مرتقد ن 1230 21 - ك 409 2 مرتقد : خوابگاه . گفت آخر من كجا يارم شدن كه به هر جا مىروم من ممتحن ن ندارد - ك 409 4 يارم شدن : يعنى توانم شدن . ( ( 3867 ) ) فارغست از خشت و از پيكار خشت * وز چو تو مادر فروش كنگ زشت ن 1231 15 - ك 409 11 كنگ : به كسر اوّل ، قوى جثّه و بىحيا .